تقویم امروز
امروز : شنبه
27. آبان 1396
28. صفر 1439
18. نوامبر 2017
اوقات شرعی

آمار بازدید کنندگان
mod_vvisit_counterامروز26
mod_vvisit_counterدیروز11
mod_vvisit_counterاین ماه452
mod_vvisit_counterکل بازدیدها40421

 

«زينب مرا صدا زد و گفت: بيا سر اينو بگير، منظورش جنازه دختر جواني بود. از صبح تا آن موقع از زير چنين كاري در رفته بودم و براي جا به جا كردن شهدا فقط دسته برانكارد را مي گرفتم، ولي حالا بايد به خود جنازه دست مي زدم، نگاهش كردم. تقريباً هم سن و سال خودم بود... زينب كه از كار خسته شده بود و انگار از دست، دست كردن من هم حوصله اش سر رفته بود، گفت: دختر چرا ماتت برده؟

مي خواستم بگويم: نمي تونم، ولي نمي شد. به موهاي پرپشت و حالت دار دختر كه بر اثر سوختگي كز خورده بود و جمع شده بود، يا لباس قشنگ، ولي خون آلود و سوراخ سوراخ، سر و بدن خوني و پرتركشش كه نگاه كردم، نتوانستم خودم را متقاعد كنم بلندش كنم. ولي زينب روي جنازه خم شد و گفت: زودباش. دير شد. مجبور بودم براي آنجا ماندن، حرفش را گوش كنم. چادرم را دور كمرم بستم. چون احساس مي كردم دختر مرا نگاه مي كند، گفتم: من سرش رو نمي گيرم. زينب گفت:چه فرقي مي كنه؟

گفتم: فرقي نمي كنه، من اين طرف راحت ترم و رفتم پايين پاي دختر ايستادم.»

 

da

"دا" 810 صفحه است. حرف و حديثهايي كه درباره اش شنيدم و اينكه در عرض چند ماه، 13 بار چاپ شده مرا وسوسه كرد تا كتاب را بخوانم. هر چند قطور بود، هر چند دل خوشي از خواندن گزارش هاي جنگ كه به نام داستان چاپ مي شود را نداشتم، اما باز هم نتوانستم بي تفاوت بمانم

كتاب "دا" را بي وقفه خواندم و در عرض چند روز تمامش كردم و فهميدم "دا" يك كتاب گزارش از جنگ نيست، بلكه يك داستان واقعي از دفاع 33 روزه خرمشهر است و بعد فهميدم چرا كتاب به چاپ سيزدهم رسيد و چرا به خرمشهر، «خونين شهر» مي گفتند و چرا مي گفتند به اين شهر «با وضو وارد شويد» و چرا گفته اند «خرمشهر را خدا آزاد كرد!»

 

دریافت نسخه PDF 

دریافت نسخه موبایل(JAVA)

دریافت کتاب صوتی

 

 

 

 

 

 

آخرین بروزرسانی (دوشنبه ، 31 شهریور 1393 ، 06:46)

 

افزودن نظر


.
ستون آزاد
این ستون جای حرفهایی است که شما خواهید گفت. مطالبتان را برای ما ارسال کنید تا در ستون آزاد منتشر شده و در بوته نقد مخاطبین قرار گیرد Hejab_farhangi@sums.ac.ir
پیام روز
  «من هميشه نسبت به دين محمد به واسطه خاصيت زنده بودن شگفت آورش نهايت احترام را داشته‌ام، به نظر من اسلام تنها ديني است كه داراي آن‌چنان خاصيتي است كه مي‌تواند تغييرات گوناگون را به خود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من درباره دين حضرت محمد(ص) چنين پيش بيني كرده‌ام كه كيش او...
جستجو